تبليغاتX
میمونیم تو قلب هم
 

سلام روزگا رهمش درسه وقتی خودت میذونی مقصری وآماده مجازاتی وبعد به جای سیلی داغ چایی داغ میاد جلوت وبه جای یه صدای داد ونگرانی یه سلام میشنوی تازه میفهمی که هنوز معنای مهربون رونمی دونی

میخوام بگم مهربون من نفس من ممنون که منوبخشیدی

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 3:37 |
 

سلام

دلم گرفته ۷صبح تا ۱۱ شب کارمیکنم وهرچی هست فقط میشه قسط  بعدش هم میگن غصه نخور

به خدا ناشکری نمی کنم ومیگم خدایا شکرت که قسط مریضی ودیه نمی دم ودارم قسط خونه میدم

ولی دلخوریم ازاینه که همیشه بدشانسی موقع شکارما ری...نش میگیره

آخه دوشنبه اولین سالگرد ازدواجمونه اما من ...

دعا کنید

 

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 10:0 |

 

سلام با کلی تاخیر اومدم بگم گلم نفسم قشنگم دنیای من عشق من روزت مبارک

 

اومدم بگم همراز من طناز من ناناز من روزت مثل همیشه بهار

 

همیشه خوب من بیا    که دست خالی مانده ام

تو دست من بگیر نفس    روبه زوال رفته ام

بیا دوباره خوب من یاد بده پریدنو  بگو بگو تو دم به دم   راه  درست دیدنو

مرا به بال آرزو ببند و پربکش به اوج     ویا میان منجلاب رهاکن به روی موج

اجازه ده که همدمم که حس کنم که بوده ام

ومرگ شهد زندگی است  که بشنومم نبوده ام

بیا تو دست من بگیر ببر به اوج بودنم

که اوج من همیشه با توبودن است

+ نوشته شده توسط ما دوتا در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 13:29 |
سلام وخیلی خیلی بیشتر ازقبل میگم خداروشکر وخیلی بیشترازهمیشه میگم نفس دوست دارم

حالا چرا؟ چون امروز یه اتفاق خوب برام افتاد و من به عنوان خبرنگاربعد ازیکسال دوری به استادیوم رفتم

ومن اینو اول ازخداداشتم و بعد ازدعاها وانگیزه ای که همسرگلم نفسم به من داد طفلی حاضر شده

اوضاع مادی تااطلاع ثانوی زیر عامت سوال باشه ولی من توکاری که دوستش دارم فعالیت کنم

نه که فکرکنید عشق شهرتما نه من عاشق نوشتنم وبعد از۱۰سال نوشتن سخت بود که یکسال هیچ

نشریه ای ننویسی به خدا اگه خدا ونفس واین وبلاگ نبود که ....

 

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 1:19 |
سلام

نفس رفته اصفهان نفس راحت ازدست من بکشه امیدوارم بهش خووووووووش بگذررررره

میدونه که خیلی دوستش دارم بای

+ نوشته شده توسط ما دوتا در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:56 |
 

تا چند ساعت دیگه داربی یا به قول بعضی ها شهراورد پایتخت شروع میشه

می خواستم برم استادیوم اما برام عذابه که بعد از۱۱ سال نوشتن برم تو صف و یکی بگه آقای ... شما دیگه چرا ؟ بابا یعنی شما نمی تونی یه بلیط مجانی داشته باشی و بعد من هم بگم من دیگه نیستم

داربی خداکند آبی تمام شوی اما قول میدهم امسال یکسال غیبتم راجبران کنم

من به نفسم قول دادم برای زنده ماندن تلاش کنم و حالا فقط یک قلم می خواهم وجایی برای نوشتن وچشمی برای خواندن و مقداری ازوقت شریف شمارا

از۷۶تا آ۸۶ برای همه داربی ها نوشتم  وامروز ...

تخمه و آجیل و نگاه دلسوزانه نفس که میداند چقدر برایم سخت است داربی راببینم و به هیچ سردبیری نگویم تیتریک فردا مال من است

چقدرسخت است نگاهت با همنشینان جعبه جادویی متفاوت باشد ومثل سکویی ها نگاه نکنی و هیچ جایی برای تقدیم این نگاه تازه نداشته باشی یادتان باشد که من مدعی بهتردیدن نیستم وفقط داعیه متفاوت دیدن دارم

سال ۸۷ می خواهم دلم راترمیم کنم  می خواهم بنویسم می خواهم زنده بمانم

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:45 |
 

سلام

ازچشم خدا     افتاده ام من

بیکس

تنها و درمانده ام من

هیشکی به خدا

 دوستم نداره

ازآواره آواره ترم من

دنیام

شلوغ وپرکس وکاره

افسوس    کسی با ما کارنداره

واسه بعضی ها مایه ننگیم

واسه خبلی ها هم کنه هستیم

دلخوش کرده ایم به خط شعری

افسوس که بازهم سرکاریم

حالا که نفس از ماراضی نیست

خواستار اجل زکردگاریم

مردن بهترین علاج کاره

وقتی نفسم دوستم نداره

وقتی که دیگه مثل گذشته

اشک و قلمم رو دوست نداره

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 10:22 |
 

سلام

پنج شنبه  جمعه  شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه 

این همه روزه نفسو ندیدم رفته اونجا تا من بیشترقدرشو بدونم

 

لووووووووووووووس

 

 

+ نوشته شده توسط ما دوتا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 5:29 |

میخوام بنویسم روم نمیشه فقط بگم سلام من نفسمو همسرگلمو خیلی دوست دارم بای تا بعد
+ نوشته شده توسط ما دوتا در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 3:37 |
نفس دوست دارم

+ نوشته شده توسط ما دوتا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 19:33 |


Powered By
BLOGFA.COM